دانلود رمان محافظ من pdf از ملی_ر

دانلود رمان محافظ من pdf از ملی_ر
با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر
ژانر رمان: عاشقانه،هیجانی،بزرگسال
خلاصه رمان محافظ من
نونا همیشه ساکت و خجالتی بوده. مادر و عموش یه جورایی زیادی ازش مراقبت میکنن
تا اینکه یه روز همهچیز عوض میشه…
اتفاقاتی میافته که میفهمه دنیا اونطور که نشونش داده بودن نیست!
اما نقطهی عطف واقعی زندگی نونا، ورود حامیه… یه محافظ خاص!
قوی، نترس، مغرور و البته… عاشق! به جن و پری باور داری؟ اهریمن رو چی؟
حالا تصور کن وسط همهی این رازها، یه محافظ عاشق کنارت باشه… میشه از همچین حسی گذشت؟!
قسمتی از رمان
کمی که گذشت لرزش بدنش کم شد از کنارش بلند شدم و روبه روش روی زمین نشستم دستش و تو دستم گرفتم و
تو چشماش نگاه کردم کمی نگاهم کردو بعد اه عمیقی کشید چیزی نگفتم تا خودش بالاخره شروع کرد به صحبت کردن.
– اون پیرزنی که دیدی یک ساحره بود و همونطور که دیدی و میدونی یکی از کوتوله های زیر زمینی بود
اونا خیلی منزوین و به هیچ عنوان برای غیر هم نوع خودشون کاری نمیکنن.
دستش و فشار دادم و کلافه گفتم: – اینا رو میدونم مادر از همینم تعجب کردم اون زن با تو چیکار داشت.
مادرم به صورتم خیره شدو انگار که چیز ناخوشایندی یادش اومده باشه تمام بدنش لرز کوچیکی کرد
با استرس به چشمام نگاه کردو اروم گفت:- اون پیرزن حرفای عحیبی میزد گفت که باید عروسم برگرده
گفت که دوران ظلم و ستم داره سر میرسه، عجیبترش اینکه اون گفت
من به زودی نوه دار میشم و اون سرنوشتمون رو تغییر میده.
با این حرفش لبخندی اومد رو لبام حق با نور بود با گذشتن از نونا چیز بهتری نصیبم شد
اونم نونا و بچه ایی که از خونمه بود و البته ازادیمون، مادرم که لبخند روی صورتم رو دید مشکوک پرسید.
– تو کی به من نوه دادی که خودم خبر ندارم؟ با این حرفش لب بالامو کشیدم
زیر دندونم و سرم و انداختم پایین دستی روی گردنم کشیدم و سریع از کنارش بلند شدم
صدای خنده مادرم و شنیدم اما به روی خودم نیاوردم عرق روی پیشونیم رو پاک کردم و با صدای ارومی گفتم:
– باید اول با پدر بعد با شورا مشورت کنم این موضوع کم اهمیتی نیست که بخوام
تنهایی از پسش بر بیام اما اول باید نونا رو برگردونم. خواستم از در بیرون برم
که مادرم سریع مچ دستم و گرفت و کیسه ایی رو دستم داد سوالی نگاهش کردم
که با چشمای نگران گفت: – اون زن این و بهم داد خاک مقدسه که روش ورد محافظ هم خونده شده
وقتی که تو نونا رو برگردونی هم اهریمن هم پادشاه
هردو میان دنبالش این خاک رو چهارگوشه قلمروئه ما بریز ساحره گفت از ورود هر موجودی
که بخواد با نیت بدی یا بدون اجازه وارد جنگل بشه جلوگیری میکنه…
قیمت46000
دیدگاه خود را بگذارید