دانلود رمان خون در آستین ماه pdf از زهرا خزائی

دانلود رمان خون در آستین ماه pdf از زهرا خزائی
با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر
ژانر رمان: عاشقانه،اربابی
خلاصه رمان خون در آستین ماه
“گاهی یک نگاه، ویران میکند تمام آنچه را که نسلها ساختهاند…” تابان، وارث غرور و اصالت یک خاندان کهن
دختری که نگاهش را به پسر شاه هم ارزانی نمیداشت، دل میبازد… اما نه به کسی که انتظار میرود.
عشقی بیاجازه، تصمیمی بیپروا، و راهی که هر قدمش بهای سنگینی دارد. میان هیاهوی قدرت
سایههای ساواک و سرگذشتی که تا اعماق خاندانش ریشه دارد، تابان میجنگد…
برای عشقی که همه آن را اشتباه میدانند. روایتی پر التهاب از دلدادگی، تقابل
و دختری که حاضر است برای یک دل، با تمام دنیا بجنگد…
قسمتی از رمان
زمستان سال ١٣۵٠ — روستای َشفت، شمال ايران
باد سردی از درز پنجره های چوبی به درون اتاق میخزيد، و شعله ی نيمه جان
چراغ نفتی، مثل آهی بیصدا در گوشه ی اتاق، جان میداد.
– طلا خانم… چند بار بايد بگم حواست به نفت چراغ ها باشه؟
اگه بابا بياد و ببينه کاخ شده دخمه، کی قراره جواب بده؟ شما؟!
طلا خانم، پيرزن زحمتکش خانه، با دستان لرزانش بر صورتش کوبيد و
صدايی لرزان از گلويش بيرون آمد:
– خدا مرگم بده خانم جون… تو رو به خدا اينبار رو پيش ميرزا خان وساطت کنيد.
به جون بچم، اهالی کاخ از بس برای جشن تولد شما دويدن و زحمت کشيدن، از پا افتادن…
من سیاه بخت هم گفتم برن بخوابن، کی فکرش رو میکرد نفتمون تموم شده باشه؟؟
قربون قدم هاتون تابان خانم، اين يه بار رو چشم پوشی کنيد. خودم همين حالا
میرم پايين ده، يه کوزه نفت ميارم برای امشب.
به خدا نمیذارم ميرزا خان امشب پا توی اين تاريکی بذاره…
صدای پا که در راهرو طنين انداخت، هر دومون سرمون رو چرخونديم.
مادرم بود. مهرانه، با دستمالی که مثل تاج غم روی سرش بسته بود و چشم هايی خسته تر از شب.
قیمت47000
دیدگاه خود را بگذارید