دانلود رمان قمار باز pdf از فاطمه ایزدی

دانلود رمان قمار باز pdf از فاطمه ایزدی
با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر
ژانر رمان: عاشقانه،انتقامی
خلاصه رمان قمار باز
آیلی دختری شر و شیطون که روز عقدش توسط افراد امیربهادر دزدیده میشود؛
امیربهادر پسری خشن و مغرور که قمارباز قهاری است که هیچکس حریفش نیست.
او آیلی را می دزدد تا تقاص کار پدرش را از او پس بگیرد
قسمتی از رمان
درو بستم و از اتاق بیرون زدم کلافه دستی تو موهای مشکی لختم کشیدم و
بی اعصاب به طرف آشپزخونه راه افتادم حالا که موعد کاری که می خواستم
انجام بدم رسیده بود عذاب وجدان و استرس گرفته بودم وقتی این دختر و دیدم حس خاصی
بهم دست داد که تا حالا به هیچکس نداشتم. من چطور میخواستم با اون چشمای معصومی که بهم زل زده بودن اینکارو بکنم؟؟
من می خواستم آگاهانه اونو تو دام بندازم یک لحظه حس ندامت و پشیمونی به سراغم اومد
اما با یاد هدف و انتقامم از خانواده ی اون میلاد عوضی دلم آروم شد.
در همین حین موبایلم زنگ خورد. تماس رو وصل کردم و گوشی رو کنار گوشم گذاشتم
که صدای مردی ناشناس رو شنیدم. کی میاریش؟ – نگاهی توی آینه به خودم انداختم
و در حالی که اخم رو مهمون ابروهای پریشتم کرده بودم گفتم شب. – دوباره اون صدای زمخت به نگرانیم دامن زد
خوبه زودتر بیارش تا بهادرخان عصبی نشده. – دستور داده تا شب بیاریش وگرنه
به روش خودش باهات برخورد میکنه. گفتم شب میارمش نهایتا فردا.
– همین الانشم بیست و چهار ساعت از باختت گذشته پس هرچه زودتر میاریش برای آقا وگرنه…
نگذاشتم بیشتر از این یاوه ببافه و رو اعصابم پورتمه بره تماس رو قطع کردم و
برای آرامش اعصابم به حمام پناه بردم “آیلی” با صدای کوبیده شدن در چشمامو باز کردم
بعد از خوردن غذام از بیکاری حوصلهم سر رفت و خوابیدم. خب چیکار میکردم؟
چاره ای نداشتم جز خواب شاید کمی باعث آرامشم میشد. حالا هم با صدای برخورد در
با دیوار از خواب بیدار شدم و به اون زانیار وحشی که وسط اتاق ایستاده بود زل زدم و گفتم چیه؟
از خواب بیدارم کردی طلبکارم هستی؟ – چپ چپ نگاهم کرد و گفت بد نگذره خانم راحتی؟
نیاوردمت اینجا برای خواب و خوشگذرونی. پس برای چی آوردی؟
جواب که نمیدی پاشو باید بریم. تازه نگاهم به لباس های زانیار افتاد تیپ اسپرتی که زده بود
صد و هشتاد درجه با تیپ صبحش فرق داشت و اون چشمای آبی متمایل به خاکستریش بودن
که با پیرهن آبیش ست شده بودند. برای بار هزارم این سوال توی ذهنم تکرار شد. اون کی بود؟
برای چی منو دزدیده بود؟ چرا باهام بد رفتار نمی کرد؟ یه لحظه با خودم فکر کردم
حتما اون عاشقم شده و نتونسته ازدواج من با کسی دیگه رو ببینه برای همین منو دزدیده
تا خودش باهام ازدواج کنه و حالا هم قراره منو ببره محضر عقدم کنه و بعدشم ببرتم تو اتاقشو…
قیمت45000
دیدگاه خود را بگذارید