دانلود رمان عصیانگر pdf از سحر نصیری

8 آوریل 2026 5 نظر رمان عاشقانه ، رمان فروشی ، رمان های هیجانی
دانلود رمان عصیانگر pdf از سحر نصیری

دانلود رمان عصیانگر pdf از سحر نصیری

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر

ژانر رمان: عاشقانه،هیجانی

خلاصه رمان عصیانگر

مــن چاوش خان بزرگمهر مردی که به قدرت و  بی رحمی
معروفه، اعتراف میکنم توی همون نگاه اول با دیدن
دستیار بزرگترین رقیبم قلبم لرزید! برای انکار اون حس دست
به هرکاری زدم حتی آزارِ اون دختر
اما قدرت عشق بیشتر بود و تنها زمانی متوجه مبتلا شدنم
بهش شدم که خیلی دیر شده بود!
اون دختر سرکش و لوند باید مال من می شد به هر قیمتی،
حتی نابود کردن….
عشقی داغ و رقابت بین دو ابر قدرت… رابطه ای ممنوعه و
جنون! چاوش قدرتمندی که حاضره
زندگیش رو بده و هرکاری بکنه تا دلبرش رو برای همیشه
پیش خودش نگهداره حتی…!
قسمتی از رمان
دستی پشت گردنم کشیدم و برگشتم سمتش تا جایی که
یادمه همیشه همین شکلی بود
هیچوقت تغییر خاصی تو چهره یا رفتارش نبود، همین قدر
بی ملاحضه و نفرت انگیز.
_من نه آسه میرم نه آسه میام فقط دلیلی نمی بینم هرکسی
از رفت و آمدم با خبر بشه ترجیح می دم نباشی
نبینمت که جنجال بپا نکنم، تموم این سال ها خیلی سعی
کردم احترامت رو نگه دارم نذار آخر تلاشم بی نتیجه بمونه
به خاطره خودت نخواه جلو بچه هات سکه پول بشی.
با قدمای بلند خودشو بهم رسوند و یقمو تو دستش گرفت،
مهناز و بقیه بالای پله‌ها ایستاده بودن و
صدامون بهشون نمی رسید ولی با دیدن این حرکتش سریع از
پله ها پایین اومدن.
به حرکات عصبیش خیره شدم، تحمل درشت شنیدن نداشت.
تو صورتم با حرص غرید: این همه سال به حال خودت
گذاشتمت، گذاشتم جون بگیری برگشتی افتادی به جون
خودم بچه؟
تو بیشتر از همه شبیه خوده منی همونقدر بی رحم و بی
وجدان ولی می دونی که دو پادشاه تو یه اقلیم چی؟
نمیگنجه، از خونه من میری بیرون دیگه هیچوقت پات رو
اینجا نمی ذاری پسره‌ی نمک نشناس.
چند ثانیه بی تفاوت بهش خیره شدم، با یه فشار دستش از
رو یقه‌م برداشتم و هلش دادم، یه قدم به عقب پرت شد
یقه پیراهنم رو درست کردم و با تلخی گفتم: من مثل تو
نامرد و بی وجدان نیستم
اگه می تونستم خونم رو هم عوض می کردم که اسم آدمی
مثل تو بالای سرم نباشه، در ضمن من هروقت دلم بخواد به
این خونه میام یادت که نرفته نصفش ارث مادرمه، خواستم
امشب بی تنش بگذره ولی انگار خودت عادت به آرامش
نداری نمی خوام
با دهن به دهن گذاشتن با تو چهره‌م رو جلوی بچه ها خراب
کنم.
قدمی به عقب برداشتم و قبل از این که حرفی بزنه سوار
ماشین شدم.
حتی بر نگشتم تا به وضعیت مهناز و بچه ها نگاه کنم فقط
می خواستم از این فضا دور بشم..
قیمت48000
[ratemypost]

دیدگاه خود را بگذارید