دانلود رمان برهنه طهران من pdf از مهسا رضایی

دانلود رمان برهنه طهران من pdf از مهسا رضایی
با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر
ژانر رمان: عاشقانه
خلاصه رمان برهنه طهران من
ساده لوح نبودم و نیستم .اتفاقا سالهاست یاد گرفته ام با وضعیت عجیب زندگی ام کنار بیایم و از لحظه هایم
لذت ببرم .اما میان این لجن زار روزهایی هم بود که خیال میکردم سیاوش عاشقم است؛ ولی حالا سارای
درون مغزم میگوید این مرد هیچ حسی به تو ندارد و تمام بی محلی های چندهفته ی اخیرش انگار واقعی واقعی است..
این افکار را حالا که دارم به صورت جدی اش نگاه می کنم، میتوانم به خودم بقبولانم .
گویی سیاوش سعی دارد تمام نفرتش از من را در کلمات بگنجاند و در ذهنم ریسه ای حک کند با این
سه کلمه.
من آویزان زندگی اش هستم…
قسمتی از رمان
کمی که از شروع پخش فیلم گذشت، احساس کردم پیتزاها به من چشمک میزنند و یکی از آنها را برداشتم.
شخصیتهای فیلم کمی به هم نزدیک شدند و به هم چسبیدند و من با شرم، نگاه به جعبه پیتزا دوختم.
من این صحنه ها را قبلا هم دیده بودم اما در کنار فرنام دیدن و زل زل نگاه کردن به صفحه تلویزیون
حس بدی به من القا می کرد. حتی رویم نمیشد به فرنام نگاه کنم و تنها از گوشهی چشم میدیدم
که گاهی به گوشیاش نگاه میکند و چیزی برای کسی مینویسد و گاهی هم یک تکه پیتزا برمیدارد و
با اشتها گاز میزند. قطعه دوم پیتزا را که خوردم، احساس تشنگی نگاهم را بهسمت نوشابه کشاند.
زن و مرد بازیگر که از هم جدا شدند و فیلم صحنهی دیگری را پیش برد، نگاهم بهسمت ساعت برگشت و گفتم:
ــ اگه یهو مامان و بابام بیان چی؟
فرنام بهسمتم چرخید و لبخند زد.
ــ مگه همیشه دوازده به بعد نمیآن؟ دیگه ماشاءالله خانم دکتر که پولدوستتر از این حرفان.
آقای دکتر هم معمولا تا آخر شب پیش خانمشه. نیم ساعت دیگه این فیلم تمومه، من میرم خونهم.
لال شدن به چه معنی است؟ او حتی پدر و مادرم را هم شناخته بود و من دلیل دیگری نداشتم تا بهانه بیاورم.
کمی دیگر از نوشابه خوردم و تکهای دیگر از پیتزا برداشتم. نیم ساعتی که فرنام میگفت به چهل و پنج دقیقه بدل شد
و او طبق قولی که داده بود، فیلم را دید و چیزی هم نگفت. من اما حالم یک طوری شده بود.
انگار دوست داشتم نگاهش کنم و به جای هر حرکتی در آغوشش باشم. ذهنم مخالفت میکرد اما بدنم نافرمان شده بود.
قیمت46000
دیدگاه خود را بگذارید