دانلود رمان نخجیر شیطان pdf از مریم چاهی

دانلود رمان نخجیر شیطان pdf از مریم چاهی
با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر
ژانر رمان: عاشقانه
خلاصه رمان نخجیر شیطان
وقتی که من عاشق شدم شیطان به نامم سجده کرد ،آدم زمینی تر شد و عالم به آدم سجده کرد
من بودم و چشمان تو نه آتشی و نه گلی چیزی نمی دانم از این دیوانگی و عاقلی من عاشق چشمت شدم
شاید کمی هم بیشتر ،چیزی در آن سوی یقین شاید کمی هم کیش تر آغاز و ختم ماجرا لمس تماشای تو بود
دیگر فقط تصویر من در مردمک های تو بود..
قسمتی از رمان
آرمان که دستش را برداشت و روی فرمان گذاشت، فهیمه غرق در رویاهای شیرین دخترانه لبخند می زد.
همیشه از مرد بور و بلوند بدش می آمد.
به هدیه می گفت مرد بور حس مردانگی به آدم القاء نمی کند.
حالا داشت به ته ریش طلایی و پوست سفید آرمان نگاه می کرد و با خودش می گفت از این مردتر هم می شود؟
موهای مجعد و همیشه پف کرده آرمان زیر تابش نور آفتاب روشن تر هم دیده می شد.
باورش سخت بود روزی برسد به جای ادا و اطوارهای سابق که وقتی مردی مو طلایی می دید عُق می زد دلش ضعف برود برای
دست کشیدن بین این موها!
وارد مزون ساقی شده بودند.
بیتا طبق معمول در حال دلبری از مردهای مجرد اطراف ساقی بود.
خیلی دلش می خواست بالاخره یکی از این جوان ها را اسیر کند.
مخصوصا آرمان و جانان که از بقیه کامل تر بودند.
ساقی مشتری داشت برای همین روی مبل های سالن اصلی نشستند.
آرمان ژورنالی برداشت و نزدیک فهیمه شد:
– ما تماشا کنیم تا ساقی بیاد؟
اصلا فکر کردی چی دوست داری بپوشی؟
قیمت53000
دیدگاه خود را بگذارید