دانلود رمان قصر چوبی pdf از اکرم محمدی

دانلود رمان قصر چوبی pdf از اکرم محمدی
با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر
ژانر رمان: عاشقانه،خانوادگی
خلاصه رمان قصر چوبی
تا حالا دختر نجار دیدید؟ من دلآرا، اولین دختری شدم که پابهپای فؤاد با تخته و چوب کار میکردم. چرا؟
چون یه مرد قوی و بانفوذ اجازه نمیداد هیچجا کار پیدا کنم. عشق قدیمی من، کیانمهر سپهسالار…
هر جا که برای کار رفتم باعث شد سهسوت اخراج شم. اما یه نفر تو نجاری بهم کار داد:
فؤاد. سرش درد میکرد برای دعوا… لات نبود، لوتی بود. نه از کیان میترسید، نه از عاقبت کمک به من…
تا اینکه..
قسمتی از رمان
کوچه درختی پامنار ،یکی از قدیمی ترین محله های تهران.
از زمانی که پسربچه بودم تا امروز چندان تغییری نکرده بود .درخت ها همان بودند ،جوی کنار کوچه و
خلوتی و اصالت هم همان… هنوز آدمهایی که صاحب خاطره هایم بودند پشت
دیوارهایش زندگی میکردند ،به جز یک دیوار قدیمی که او زمانی ساکن آنجا بود و حالا دیگر نه…
سالها از زمانی که من ،کیان مهر سپه سالار ،در این کوچه ها بازی میکردم میگذشت ،اما هنوز که هنوز
بود وقتی به ابتدای کوچه ،زیر درخت نارون پیر میرسیدم دستان یخزده ی دخترکی را که روی دوچرخه
به دور کمرم میپیچید حس میکردم.
قسم میخورم حتی میتوانستم تپشهای قلبش را روی تیرهٔ کمرم بشمرم .
به عادت همیشه ،نگاهم کشیده شد تا در طوسی …
عادتی مانده از قدیمها …از کی؟ ابتدا نداشت ،انگارناخود آگاهِ من هر بار منتظر دیدنش بود …
پراید سفیدرنگ پارک شده جلوی در .پلاک قزوین؟
قیمت48000
دیدگاه خود را بگذارید