دانلود رمان بی آبان pdf از آناهید قناعت

دانلود رمان بی آبان pdf از آناهید قناعت
با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر
ژانر رمان: عاشقانه،اجتماعی،خانوادگی
خلاصه رمان بی آبان
بی شک من نه سیندرلا بودم و نه کوزت بینوایان
من آبانم
با داستان خودم
دختری که عاشق شد و خودش را شناخت آن عشق ، طناب نجات من شد اما نه آنطور که شما فکر می کنید ،
ان عشق خیلی چیزها به من بخشید
که مهم ترینش خودِ از دست رفته ام بود
اویی که ادعا می کرد عاشق است
واقعا بود…
قسمتی از رمان
این منِ احمق !
اولین بار بود که در یک مجلس یا میهمانی ، تیپ خانمانه می زدم
لبه های آن مانتو نازک را بهم نزدیک تر بردم و پیش خودم گفتم هرچند بدم می اید اما خوب شد
آن جوراب شلواری ضخیم را زیر لباس عروسکی کوتاهم پوشیدم !
قدم روی سنگفرش گذاشتم و هُما سر عقب آورد و آهسته گفت :
ـ رفتیم تو باغ حواست به رفتارت باشه آبرومو نبری
سرم را بالا پایین کردم و او پشت به من شد و دست کارن را محکم تر چسبید
توی خانه محض همین آبرو ، لباسی که خودش خریده بود را با جبر تنم کرد
لباسی بالا زانو و چین دار به رنگ پوست پیازی
اگر به من بود که شلوار جین می پوشیدم با آن تاپ پلوخوری ام !!
موهایم را هم پشت سر گیس می کردم
اما هما در این مورد هم جبرش را بر سرم ریخت و این شد که موهای بلند ، پُر پشت و فرفری ام پریشان بود و
دسته ای سمج مدام روی چشم چپم می ریخت
پدرم هم مثل یویو می رفت و می امد و چشمک میزد که هرچه گفت بگو چشم
دقیقا سیاستی که خودش در مقابل هما پیش گرفته بود
من هم می گفتم چشم
احمق بودم ؟
خر بودم ؟
بودم .
خودم هم قبول دارم !
تازه مانده تا بفهمید این واژه چقدر برازنده ام است .
قیمت50000
دیدگاه خود را بگذارید