دانلود رمان اوج لذت pdf از  ملیسا حبیبی

23 مارس 2026 1 نظر رمان بزرگسال ، رمان عاشقانه ، رمان فروشی
دانلود رمان اوج لذت pdf از  ملیسا حبیبی

دانلود رمان اوج لذت pdf از  ملیسا حبیبی

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر 

 ژانر رمان: عاشقانه،بزرگسال،هیجانی

خلاصه رمان اوج لذت

پروا دختری که در بچگی توسط خانوادش به فرزندی گرفته شده و حالا بزرگ

شده و یه دختر ۱۹ ساله بسیار زیباست ،حامد برادر ناتنی و پسر واقعی خانواده

پروا که ۳۰ سالشه پسر سربه زیر و کاری هست ،دقیقا شب تولد ۳۰ سالگیش اتفاقی

میوفته که نباید ، اتفاقی که زندگی پروا رو زیر رو میکنه..

قسمتی از رمان

ساعت حدودای ۸ صبح بود، مامان هرچی که داشتیم رو جمع کرده بود.

_وایسا این چمدونو کیسه‌هارو ببرم پایین، بعد بیام کمک کنم تو رو ببریم.

سرمو به معنای “باشه” تکون دادم.

بعد اینکه مامان رفت چوب‌هارو زدم زیر بغلمو بلند شدم

خودم میخواستم برم پایین، نمی‌خواستم ضعیف باشم.

از اتاق بیرون رفتم و چشمم به پام و چوبا بود که یه وقت نخورم زمین.

توی راهرو با صدای بسته شدن درِ اتاق روبه‌رویی ایستادم و سرمو بلند کردم.

حامد بود، درحالی که داشت ساعتشو می‌بست از حرکت وایساده بود

و نگاهم میکرد.

یه پالتوی پاییزه طوسی با پیرهن سفید و بافت سیاه

شلوار سیاه، موهاشم داده بود بالا.

توی صدم ثانیه تیپ و قیافشو رصد کردم و بعد از مکثی

تو چشماش سریع نگاهمو دزدیدم و به راهم ادامه دادم.

اومد طرفم، دستشو به طرف بازوم آورد.

_بذار کمکت ک…

خودمو جمع کردم و ازش فاصله گرفتم و تند تند به طرف پله‌ها رفتم.

دستش رو هوا خشک شد و حرفش نصفه موند.

رسیدیم پایین که مامان هم درحالی که داشت به پشت سرش

نگاه میکرد و به بابا می‌گفت “آره بذار تو ماشین” داشت میومد طرف پله ها.

سرشو برگردوند و منو دید

_عه مامان جان گفتم که بمون الان میام.

 

قیمت49000

[ratemypost]

دیدگاه خود را بگذارید