دانلود رمان منتهی به خیابان عشق pdf از صدای بی صدا

دانلود رمان منتهی به خیابان عشق pdf از صدای بی صدا
با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر
ژانر رمان: عاشقانه
خلاصه رمان منتهی به خیابان عشق
راحیل به اجبار و صلاحدید حاج پدرش در شرف ازدواج با پسری است که هیچ شناختی از او ندارد، برادرش رستگار به او قول داده بوده
که همیشه پشت و حامی اش باشد ولی اکنون او ایران نیست و راحیل چاره ای جز اطلاعت از پدر ندارد
تا اینکه برای مطلع کردن برادرش مخفیانه مجبور به تماس با دوست رستگار می شود…!
قسمتی از رمان
دیاکو نگرانش بود نمیتوانست اجازه بدهد تنها بماند. اما الان هر دو در شرایطی نبودند که بخواهد اصرار کند، خبر به کما رفتن رستگار به حدی شوکه کننده بود
که تا همین نقطه هم بخاطر راحیل، برای آنکه حواسش به او باشد سرپا مانده بود.
_ممنون من… یکم میمونم خونه بعد میرم پیش …
_نمون خونه بخواب خودم میام دنبالت. بدون من بیمارستان نرو. زار زار گریه کردنش را امروز دیده بود، از طرفی به پدرش و
حتی برادرش هم اطمینان نداشت، هیچ چیز از آن ها بعید نبود. صبر کرد برود داخل دوست نداشت
تنها بفرستد او را اما بیشتر اگر اصرار میکرد ممکن بود اعتماد به نفس
راحیل را هم از بین ببرد. در راه صدای پیام گوشی اش را شنید. ماریه بود… امروز بارها و بارها به او زنگ زده بود
اما نتوانسته بود جوابش را بدهد. “فکر نمیکنی کارت زشته؟” شماره اش را گرفت با اینکه بیدار بود و
دست به گوشی خودش عمدا دیر جواب داد اما وقتی خبر را شنید دیگر اینکه
دیاکو به تماس و پیام هایش به موقع جواب داده یا نداده مهم نبود. _عزیزم واقعا متاسفم من…
خیلى شوکه شدم. الان نمیدونم. _باید برم خونه بعدا صحبت میکنیم. _باشه باشه مواظب خودت باش.
ذهنش درگیر مراقبت از راحیل بود نه خودش. ماریه تنها فرد بی خبر و دلخور نبود… هیرا هم…
قیمت45000
دیدگاه خود را بگذارید